نماز در خانواده

چهارشنبه 16 آبان 1397
23:17
علی دانایی
نماز در خانواده

بسم الله الرحمن الرحیم

اولیای الهی که خوب نماز می خوانند نه می ترسند و نه محزون می شوند. «الا انّ اولیاء اللّه لا خوف علیهم و لا هم یحزنون» و آدمی که نه می ترسد و نه محزون است، از آرایش روانی برخوردار است.

در محیط خانواده ای که اعضای آن نماز را بر پا می دارند و همگی از اعتماد به نفس خوبی برخوردارند، فضای آرامی حاکم است و اعتماد به نفس یکدیگر را تقویت می نمایند. آنان همچون ظروف مرتبطی هستند که به هنگام برداشتن آب از یکی از آن ظرف ها، ظرف های دیگر جای خالی آن را پر می کنند، با این تفاوت که در اینجا، اعتماد به نفس خود آنان کاهش نمی یابد. در حالی که وقتی ظرف های مرتبط، جای خالی شده آب ظرفی را پر می کنند، از میزان کمتری از آب برخوردار می شوند.

بسم الله الرحمن الرحیم

اولیای الهی که خوب نماز می خوانند نه می ترسند و نه محزون می شوند. «الا انّ اولیاء اللّه لا خوف علیهم و لا هم یحزنون» و آدمی که نه می ترسد و نه محزون است، از آرایش روانی برخوردار است.

در محیط خانواده ای که اعضای آن نماز را بر پا می دارند و همگی از اعتماد به نفس خوبی برخوردارند، فضای آرامی حاکم است و اعتماد به نفس یکدیگر را تقویت می نمایند. آنان همچون ظروف مرتبطی هستند که به هنگام برداشتن آب از یکی از آن ظرف ها، ظرف های دیگر جای خالی آن را پر می کنند، با این تفاوت که در اینجا، اعتماد به نفس خود آنان کاهش نمی یابد. در حالی که وقتی ظرف های مرتبط، جای خالی شده آب ظرفی را پر می کنند، از میزان کمتری از آب برخوردار می شوند.

آنها شکرانه بازوی توانا را به گرفتن دست ناتوان می دانند و دست افتادگان را به هنگام ایستادن می گیرند و بدین ترتیب آنها که از اعتماد به نفس بیشتری برخوردارند، در محیط خانواده، زمینه افزایش اعتماد به نفس را در دیگر اعضای خانواده فراهم می کنند تا آنها هر چه بیشتر استعدادهای خویش را به کار گیرند و به درجه بالاتری از شناخت معبود و عبادت دست یابند و به خود شکوفایی برسند، به نحوی که همه استعدادها و توانایی های خویش برای عبادت خدا را به فعلیت برسانند. نماز در این راه نقش مدد رسانی را بر عهده دارد. انسانی که به خود شکوفایی رسیده از آرامش بیشتری برخوردار است. اولیای الهی مصداق بارز چنین حالتی هستند، زیرا توانسته اند همه توان خویش را در راه عبادت معبود به کار گیرند.

بالا رفتن عزت نفس

پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) نماز را معراج مؤمن دانسته و می فرماید: الصّلاه معراج المؤمن. انسانی که عروج یافته و اوج گرفته است، از عزت نفس برخوردار است. عزت نیز با رفتن به پیشگاه معبود حاصل می شود و به تعبیر سعدی انسان جز با رفتن به درگاه الهی عزت نمی یابد.

عزیزی که هرگز درش سر بتافت *** به هر در که شد هیچ عزت نیافت

و اگر می گویند «عزت طلب و بزرگی آموز» همه حکایت از آن دارد که آدمی برای عزتمندی خویش ارزش فراوانی قائل است و آنها که نفس خویش را دارای عزت می دانند، کمتر تن به خطاها و امور ناپسند می دهند. علی (علیه السلام) می فرماید: «من کرمت علیه نفسه هانت علیه شهواته» هر کس که نفسش در پیشگاه او ارزشمند باشد شهوات در نزد او خوار است و بی مقدار.

کارل راجرز که بنیانگذار روش مشاوره غیر مستقیم است، اظهار می دارد، دانش آموزی که از عزت نفس بالاتری برخوردار است کمتر تن به تقلب می دهد و نظریه تعهد مکبر حکایت از آن دارد که اگر شخص احساس بی آبرویی کند، راحت تر تن به ارتکاب جرم می سپارد. نماز که آدمی به هنگام ادای آن سر بر آستان معبود می ساید. و پیشانی خویش را به رسم تواضع و بندگی به خاک می گذارد، باعث می شود تا موجبات رستگاری انسان فراهم شود. این سجده که خضوع (تواضع بدنی) است و خشوع (تواضع قلبی)، موجبات اعتلای آدمی را فراهم می سازد «قد افلح المؤمنون الّذین هم فی صلاتهم خاشعون» و در اثر بندگی آدمی بد مقامی بالا و والا می رسد و به قول صائب تبریزی:

ذره به آفتاب رسید از فتادگی *** بنگر که از کجا به کجا می توان شدن

و سعدی رمز برخورداری از فیض را افتادگی دانسته و می گوید:

افتادگی آموز اگر طالب فیضی هرگز *** نخورد آب زمینی که بلند است

پس تواضع در مقابل خالق رمز کمال آدمی است و انسان برخوردار از کمال در همه جا و از جمله محیط خانواده احترام دیگران را پاس می دارد و نیاز به داشتن عزت نفس و برخورداری از احترام، به نظر «مازلو» یکی از نیازهای اساسی روانی آدمی است که با تأمین آن سلامت روانی انسان تأمین می گردد به نحوی که او را از تعادل روانی برخوردار می سازد. در خانه ای که پیر و جوان و کودک و خردسال همه از احترام و عزت نفس بهره گرفته اند همه می توانند از آرامش روانی برخوردار باشند. در خصوص احترام به پیران و کودکان پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) می فرماید: «لیس منّا من لم یرحم صغیرنا و لم یوقّر کبیرنا» از ما نیست کسی که به کودکان ما ترحم و لطف نکند و بزرگترهای ما را محترم نشمارد. پس در خانه ای که همه در برابر معبود متواضعند و حرمت یکدیگر را نمی شکنند، همه از عزت نفس برخوردارند و ضمن برخورداری از آرامش روانی تن به جرائم نیز نمی دهند اما دور شدن از وادی بندگی و عدم انجام فرایض دینی، آدمی را به بندگی این و آن می کشاند و این در اثر نداشتن آگاهی و بصیرت است و اقبال در وصف آنان می گوید:

آدم از بی بصری بندگی آدم کرد گوهری *** داشت ولی صرف قباد و جم کرد

گویی از خوی غالمی ز سگان پست تر است *** من ندیدم که سگی پیش سگی سر خم کرد

انسان های ره یافته جز بر درگاه معبود ازلی سر نسایند و پیوسته به عبادت او می شتابند. علی (علیه السلام) فرمود؛ لا تکن عبد غیرک لقد جعلک اللّه حرّا. بنده دیگری مباش بدرستی که خدا تو را از آزاد آفریده است و خداوند عزت را از آن خود، رسول خود و بندگان مؤمن خویش می داند و می فرماید: و للّه العزّه و لرسوله و للمؤمنین.

معنا دادن به زندگانی

ویکتور فرانکل که خود بنیانگذار مکتب سوم درمانی دین و مکتب معنا درمانی است، در کتاب خود که آن را «انسان در جستجوی معنا» نامیده است، بر این باور است که انسان آنگاه از سلامت روانی برخودار است و آنگاه آرامش را لمس می کند که در زندگانی خود احساس معنا کند و او در وهله نخست عشق را عامل ایجاد چنین معنایی می داند که عشق به یک آرمان و عشق به دیگری مورد نظر اوست و او خود می نویسد که یکبار یک عالم یهودی که معنای زندگانی را از دست داده بود، نزدم آمد و من با ایمانی که در وجودش بود زندگی او را معنی دار ساختم. او به درمانگرها توصیه می کند که در موقع درمان بیماران روانی تلاش کنید که زندگی آنها را معنی دار نمایید. زیرا بیمار روانی کسی است که معنای زندگی را از دست داده است. عبادت و نماز نیز می تواند زندگی آدمی را معنا بخشد و برای آدمی حیاتی طیب را فراهم آورد که مالامال از معناست. و قرآن می فرماید: «من عمل صالحا من ذکر او انثی و هو مؤمن فلنحیینه حیاه طیّبه» یعنی هر کسی اعم از زن و مرد عمل صالح انجام دهد او را به حیاتی پاک و طیب زنده می گردانیم.

فرانکل می گوید: آنان که دارای زندگی معنی دار بودند، افراد مقاومی بودند که خود را تسلیم مرگ و خودکشی نمی کردند. یعن عشق به زندگی آنان معنا داده بود و او رمز پایداری آنان را در عاشق بودن آنها می داند و چه نیکو گفته است حافظ.

هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق *** ثبت است در جریده عالم دوام ما

برترین عشق نیز عشق به خالق است و نزدیکترین حالت آدمی هنگامی است که سر به سجده می نهد. در اینجاست که می توان به یکی ار رازهای طولانی بودن سجده های امام زین العابدین (علیه السلام) پی برد و سخنان پر حلاوت عشق را خوش و زیبا تفسیر نمود و گفت:

از صدای سخن عشق ندیدم خوشتر *** یادگاری که در این گنبد دوار بماند

پس نماز که برترین جلوه های عشق را به نمایش می گذارد، می تواند در خانواده، زوجین را به یکدیگر علاقه مند و عطوف نماید و آنان که عاشق خدایند، جلوه های دیگر خالق را نیز دوست می دارند و به همسر و فرزندان خویش به عنوان نشانه های خالق می نگرند و در میان آنها عشق و علاقه فراوان است و به تعبیر قرآن «رحماء بینهم» را مد نظر قرار می دهند و چون به شکرگزاری معبود می پردازند، نمی توانند نسبت به مخلوق خدا شاکر نباشند. چرا که «من لم یشکر المخلوق، لم یشکر الخالق» در خانه ای که تشکر و سپاسگذاری از یکدیگر وجود داشته باشد دلسردی ها و ناپایداری ها ره نمی یابد و این ابراز عشق و علاقه و سپاس و تشکر احساس تعلق به جمع خانواده را پدید می آورد، که یکی دیگر از نیازهای اساسی روانی است که با تأمین آن تعادل و بهداشت روانی فرد تحقق می یابد. نماز اگر چه به معنای بندگی در برابر خالق است اما دل آدمی را رقت می بخشد و او را به سوی محبت به مخلوق سمت و سو می دهد و جمعی صمیمی را در محیط خانه پدید می آورد، چرا که اگر مسلمان از پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) الهام نگیرد و رقیق القلب نباشد، اعضای خانواده و دیگران از گرد او پراکنده می شوند و قرآن خطاب به پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) می فرماید: که «لو کنت فظّا غلیظ القلب لا نفضّوا من حولک» ای پیامبر هر آینه اگر تو سخت دل بودی مردم از گرد تو می پراکندند.

وجود دل های پر محبت و با صفا کانون خانواده را گرم و روابط عاطفی را در آن مستحکم می سازد و آدمی در برخورد با افراد صمیمی و مهربان کمتر احساس آزردگی و سرخوردگی می کند و خود را در محیطی آرام و سرشار از روابط گرم می یابد زیرا عبادت و نماز به زندگی او معنا داده و آرامش بخشیده است.

کاهش فشارهای (استرس های) روانی

نماز موجب کاهش استرس ها می گردد و فشارهای روحی را کم می کند. زیرا آنگاه که آدمی در برابر خالق متعال می ایستد و لب به نماز و دعا می گشاید و او را رحمن و رحیم خطاب می کند، امید به رأفت و رحمت در دلش موج می زند و آن گاه که اشک ندامت از چشمانش جاری می شود، و دردهای خویش را با خدا باز می گوید، پالایش روانی انجام می شود و انسان خود را سبک تر از قبل می یابد چون به بندگی خدا تن می دهد و با تأکید می گوید: «ایّاک نعبد و ایّاک نستعین» فقط تو را عبادت می کنیم و فقط از تو یاری می جوییم.


[ بازدید : 1 ] [ امتیاز : 0 ] [ نظر شما :
]
نام :
ایمیل :
آدرس وب سایت :
متن :
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) =D> :S
کد امنیتی : ریست تصویر
تمامی حقوق این وب سایت متعلق به نماز است. || طراح قالب avazak.ir
ساخت وبلاگ تالار ایجاد وبلاگ عکس عاشقانه فال حافظ فال حافظ خرید بک لینک خرید آنتی ویروس دانلود تک آهنگ انجام پروژه متلب انجام پروژه متلب انجام پروژه های دانشجویی ابزار وبلاگ حرفه ای مجله اینترنتی دلنا
بستن تبلیغات [X]